ردپای یاس
!دنیا تو دستای منه ...!
نویسندگان

روزی شخصی از خدا پرسید
اگر سرنوشت مرا نوشته ای
دیگر چرا آرزو کنم؟؟؟!!
خدا گفت:
شاید نوشته باشم هرچه آرزو کند... 
            




[ یکشنبه 17 خرداد 1394 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
یه وقتآیی...یه حرفآیی..
چنآن آتیشت میزنه
که دوست دآری فریآد بزنی 
ولی نمیتونی
دوست دآری اشک بریزی 
بآزم نمیتونی
حتی دیگه نفس کشیدنم برآت سخت میشه
تمآم وجودت میشه بغضی که نمیترکه
به این میگن "درد بی درمون"



[ یکشنبه 1 شهریور 1394 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
برای اصیل بودن
کافیست دروغ نگویی
آغاز اصالت خوب همین است که نخواهی چیزی باشی که نیستی...



[ چهارشنبه 21 مرداد 1394 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
تاریخ تولدت مهم نیست                
تاریخ "تبلورت" مهم است
اهل کجا بودنت مهم نیست                
"اهل و بجا"بودنت مهم است
منطقه زندگیت مهم نیست                
"منطق زندگیت"مهم است
وگذشته ی زندگیت مهم نیست...اینکه امروزچه گذشته ای برای فردایت میسازی
"این مهم است"      



[ چهارشنبه 21 مرداد 1394 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
گفته بودی سهراب
"قایقی خواهم ساخت"
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد ازاین خاک غریب
من سوالی دارم
قایقت جا دارد؟؟؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم..





[ یکشنبه 18 مرداد 1394 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]

اهمیت و ارج زندگی درهمین است که موقتی است
توباید جاودانگی خودت را درجای دیگری نشان بدهی
و آنجا"انسانیت"است!
"فریدون مشیری"



[ یکشنبه 18 مرداد 1394 ] [ 10:23 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
گفتند عینک سیاهت رابردار...
دنیا پراز زیباییست
عینکم رابرداشتم
وحشت کردم از هیاهوی رنگ ها
آدم ها هزار رنگ می شوند..
عینکم را بدهید
میخواهم به دنیای یک رنگم پناه ببرم



[ یکشنبه 18 مرداد 1394 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]

دیروز پینوکیو"آدم" شد
و امروز آدم ها پینوکیو!
من از عاقبت مادر بزرگ میترسم
اگر فردا شنل قرمزی "گرگ" شود !!




[ یکشنبه 18 مرداد 1394 ] [ 10:04 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]

درگذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
باهمه تلخی و شیرینی خود میگذرند...
عشق ها میمیرند
رنگ ها رنگ دگر میگیرند
و فقط  خاطره هاست..
که چه "شیرین"وچه "تلخ"
دست ناخورده به جا می مانند..
"سهراب سپهری"



[ یکشنبه 18 مرداد 1394 ] [ 03:40 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]

از انکار تو می آیم..
تمام باور دیروز!!!
سرابی بودی از آغاز
نه یک فانوس یلدا سوز.
وتندیس تو ویران شد
به دست عاشقی بت ساز
چه ساده باورت کردم..
"دروغین بودی از آغاز"





[ شنبه 17 مرداد 1394 ] [ 02:50 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
نه تو میمانی و نه اندوه
ونه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم!!!
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز..
"سهراب سپهری"




[ شنبه 17 مرداد 1394 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
 
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلای ناامید..
مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید..
چه غریبونه گذشتند جمعه های سوت و کور
هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور..




[ چهارشنبه 14 مرداد 1394 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
قدرت کلماتت رابالا ببر نه صدایت را
این باران است که باعث رویش گل ها میشود
نه "رعد و برق"
!...صفر باش...!
همان دایره ساده وخالی که با حضورش روبروی هرعددی
آن را تا ده ها و صد ها برابر ارزش میبخشد...
"صداقت"
یک هدیه ی بسیار گران است...
آن را از انسان های ارزان انتظار نداشته باش..



[ چهارشنبه 14 مرداد 1394 ] [ 05:11 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
یه شبایی تو زندگی هست که...
وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی
به چیزایی میرسی که
نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت
به آدمایی میرسی که نمیدونی
درد بودن...یا همدرد
به لحظه هایی میرسی که 
هضمش واسه دل کوچیکت سخته
و به دردایی میرسی که واسه سن و سالت بزرگ...
وبازهم انتهای دفتر خودت میمانی..
!!کاش دنیا...مهربان تر بودی!!



[ چهارشنبه 14 مرداد 1394 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]
یه چیزایی رو نمیشه تغییر داد
مثل گذشته..
یه چیزایی تاوان داره
مثل اشتباه..
یه چیزایی خیلی گرونه
مثل تاوان..
یه چیزایی هزینه نداره ولی خیلی حال میده
مثل خندیدن..
یه چیزایی خیلی تلخه 
مثل حقیقت...
یه چیزایی خیلی قشنگه
مثل محبت...
یه چیزایی خیلی سخته
مثل انسان بودن..
یه چیزایی اگه بشکنه باهیچ چسبی نمیشه درستش کرد
مثل دل آدما..
یه چیزایی همیشه هوامونو داره
مثل "خدا"




[ چهارشنبه 14 مرداد 1394 ] [ 04:50 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]

شاد باش...
خورشید هرروز صبح 
به خاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند
فراموش نکن "مقصد"
همیشه جایی درانتهای مسیر نیست
مقصد لذت بردن از قدم هاییست  که برمیداریم..
چایت را بنوش
نگران فردا مباش
ازگندم زار من و تو 
مشتی کاه میماند برای "بادها"
نیما یوشیج



[ سه شنبه 13 مرداد 1394 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ - یاسمین - ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ

این وب رو ساختم تا بهترین جملات و شعرهایی که خوندم رو اینجا بزارم
مثل یه دفتر خاطرات
Y.A.S.A.M.I.N

موضوعات
آمار سایت
  بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic